سلام عیزیز دل مامانی الهی فدات شم گلم عشقم عزیزم
کم کم دارم قصه گفتن برای تو رو یاد می گیرم و تو این مدت فهمیدم که قهرمان های داستانهامون باید مثل ما بخورن و بپوشن و زندگی کنن تا تو دوسشون داشته باشی
پریشب داشتم برات قصه می گفتم در مورد اسبی که مهمون یه ببیی شده و گشنه شه مامان ببیی برای اسب کوچولو که شکمش قار و قور می کرده علف میاره
وقتی به اینجای داستان رسیدیم همه شداصرار می کردی که اسب کوچولو یوتورما هم بخوره (الهی فدات شم) و سر این موضوع چقدر خندیدیم و قند توی دلم آب شد
پی نوشت: یوتورما همون یومورتا (تخم مرغ) هست که تو با شیرین زبونی هات اینجوری تلفظش م
برچسب:
نویسنده: آوا صالحی
تاريخ: جمعه
14 آبان
1395 ساعت: 14:41